تبلیغات


Notice: Use of undefined constant select - assumed 'select' in /home/damoon/domains/damoonclub.ir/public_html/components/com_content/content.php on line 11

گزارش صعود به دماوند: جبهه شرقی به شمال شرق از روستای گزانه

گزارش صعود به دماوند: جبهه شرقی به شمال شرق از روستای گزانه


ارسالی از : رضا آهنین جان


گروه کوهنوردی آریا بندرانزلی

صعود به دماوند - مرداد 93

طولانی ترین و فنی ترین مسیر صعود به قله

جبهه شرقی به شمال شرق از روستای گزانه

گزارش برنامه:

نویسنده: رضا آهنین جان

صعود کنندگان:

  1. رضا آهنین جان (سرپرست برنامه)
  2. داوود کریم بخش
  3. هادی جوادی
  4. علی ستوده        
  5. ابراهیم ساحلی 
  6. رامین شیر جهانی 

روستای گزانه در مسیر جاده هراز به تهران قرار دارد و ارتفاع این روستا 1840 متر میباشد.

مسیر شرقی دماوند در واقع طولانیترین مسیر قله بوده و به سبب عبور از یخچالهای نزدیک قله و ارتفاع بالای جانپناه آن (4400 متر) و همچنین طولانی بودن مسیر دستیابی به جانپناه تخت فریدون، جزو مسیرهای مشکل این قله محسوب شده و پا نهادن در این مسیر، برنامه ریزی و جسارت خاص خودش را می طلبد که از مسیر شرقی آغاز و در مسیر شمال شرق به پناهگاه تخت فریدون می رسد.

 

روز اول 29 مرداد :

وقتی وارد روستا شدیم پس از کمی پرس و جو توانستیم حسینیه ابوالفضل رو پیدا کنیم و ماشین ها رو در اون نقطه پارک کنیم، و پیرمرد مهربانی آمد و گفت که از ماشین ها مراقبت خواهد کرد، و ما مشغول خوردن صبحانه شدیم و سپس کوله ها رو جمع و جور کردیم و آماده حرکت شدیم، از پیرمرد مسیر حرکت کوهنوردان رو پرسیدیم و ما رو راهنمایی کرد که تابلو های علامت گذاری دماوند را بگیریم و حرکت کنیم .

 


ساعت 8:15 حرکت کردیم و بعد از گذر از تابلو ها رسیدیم به یک دوراهی ، که یه مسیر به سمت پایین و رودخانه است و یه مسیر به سمت باغ های روستا که مسیر سمت چپ یعنی باغ ها درست است. این مسیر پاکوب ، ما رو رسوند به یه پل چوبی که روی مسیر رودخانه بود و از رویش رد شدیم و رفتیم به سمت راست رودخانه که وارد پاکوب کوچکی میشود ما رو رسوند به یه منطقه تقریبا جنگلی، که در بعضی از نقاطش آب از بالا دست به سمت پایین می آید و تقریبا قابل خوردن است، آخرین نقطه علامت گذاری شده با تابلو دماوند در همین جاست و دیگه علامتی وجود ندارد. از اینجا به بعد پوشش جنگلی نیست. وارد یک پاکوب کوچک میشوید که درستش این است که به سمت بالای تپه ها بروید و ارتفاع را زیاد کنید از اینجا وارد منطقه ای میشوید که شن نرم به صورت پوکه سفید است، سمت چپتان دره عمیق و سمت راست تپه ها و ارتفاع زیاد، شما به صورت تراورس باید این منطقه رو رد کنید که خیلی هم مشکل است، بعد از گذر این مسیر به آبشار بزرگی در دست چپتان میرسید که پایین دره نمایان است، همین پاکوب را ادامه میدهید تا به منطقه ای میرسید که یک درخت بزرگ دارد و زیر آن یک وان حمام و یک آبریز که داخل آن را از آب پر میکند البته زمانی که ما رسیدیم آب جوش سرازیر میشد، چون از بالا دست می آمد و به خاطر گرمای محیط آب آن هم گرم میشد.

ساعت 10:12 در ارتفاع 1989 متر به این نقطه رسیدیم، بعد از کمی استراحت و خوردن تنقلات ، حرکت رو شروع کردیم از اینجا تا منطقه استله سر دیگر آبی وجود ندارد. زمانی که در پاکوب کوچک قرار میگیرید در دور دست تپه سنگی بزرگ و یک پرتگاه سفید رنگ که به گمانم از جنس پودر آهک باشد به صورت سفید نمایان است و دماوند هم در سمت چپ این مناظر می درخشد، باید همین پاکوب را ادامه دهید به سمت همین نقاط خوشبختانه وقتی وارد پاکوب هستید شما را به سمت همان منطقه هدایت میکند.


، ساعت 11:35 در ارتفاع 2236 متر یک استراحتی کردیم که یک تیم از تهران هم در آنجا بود و بعد از احوال پرسی به راه افتادیم، خلاصه گردنه روبرو را رد کردیم و در ساعت 2:10 عصر در ارتفاع 2730 متر به منطقه استله سر که گوسفند سرا هم هست رسیدیم ، این منطقه به دشت شقایق هم معروف است، در اینجا آب بسیار خنک و زلالی هست که روح آدم بعد از آن گرما، جلا پیدا میکند

نکته خیلی مهم :

از اینجا بهترین مسیر صعود این هست که به سمت یال کوه سمت راستی بکشید بالا واز خط الراس به سمت پناهگاه و قله منار حرکت کنید، درست ترین حالت همین هست.

به هر حال ما چون این موضوع را نمیدانستیم و بعد متوجه شدیم به سمت شیب بالای استله سر حرکت کردیم در اینجا سنگ های بزرگ با همراه شن اسکیِ خیلی زیادی است، که ما کشیدیم به سمت بالا ، سه قله با هم در سمت چپ شما است که بلندترین و سمت چپی آن قله منار است که در این مسیر باید تراورس کرد ما همین کار را کردیم که واقعا کار بسیار سخت و سنگینی است و توان آدم را میگیرد بعد از دو استراحت به محل چشمه سهند شیر قلیان رسیدیم. ساعت 6:56 ارتفاع 3073 متر که زیر سنگ بزرگی یک چشمه آب باریکی وجود دارد از این منطقه بعد از استراحت به سمت یال قله منار بالا کشیدیم، سختی روز اول تازه از این به بعد داشت شروع میشد وقتی از سنگ ها و صخره های بزرگ بالا رفتیم، رسیدیم به زیر یال که شن اسکی بسیار سنگینی داشت، هوا کم کم رو به تاریکی بود و به یکباره سرما داشت شروع میشد که در شیب تند یال قله منار گیر افتاده بودیم.

دو نفر از بچه ها این شرایط را قبلا تجربه نکرده بودند وخیلی ترسیده بودند ولی به هر حال با تذکر و روحیه دادن به آن ها سریع دستکش و چراغ پیشانی رو آماده کردند و شروع به بالا رفتن از این منطقه کردیم ، واقعا خیلی سخت بود هر یک متر بالا میرفتیم دوباره سر میخوردیم و پایین می آمدیم ، خصوصا که یکی از بچه ها توانش را از دست داده بود و ترسیده بود که نمیتونست خودش رو بالا بکشه که به ناچار با داد زدن سرش و ایجاد روحیه دادن تونست تکانی بخوره و بیاد بالا ، من کمی جلو تر حرکت کردم و بعد از حدود 1:30 تلاش در تاریکی شب تونستم یال قله را پیدا کنم وبچه ها رو خبر کردم، دومین نفر رامین رسید که دیگه حال نداشت و تخلیه شده بود، من اطراف رو گشتم تا پناهگاه رو پیدا کنم متاسفانه هیچ اثری ازش ندیدم ، خلاصه تصمیم گرفتم که همان جا چادر رو برپا کنیم تا شب رو بگذرونیم، ساعت حدود 9:30 شب بود ارتفاع 3522 متر ، باد سردی می آمد یکم پایین تر مکانی رو آماده کردم کمی شیب داشت ولی از هیچی بهتر بود.

سنگ ها رو کنار زدم و کف زمین رو آماده کردم، رامین حالش بهم خورده بود یکم موندم تا خوب شد بعد باهاش چادر رو زدیم ، کم کم علی و هادی هم اومدن داوود وابی هم پایین تر زیر شن اسکی ماندند وشب رو همانجا گذروندند ، ما یه چای خوردیم وسریع سوپ آماده کردیم و شام خوردیم و تو اون شرایط سخت گرفتیم خوابیدیم ساعت از 10 شب گذشته بود.

 

 

روز دوم 30 مرداد :

ساعت 8:10 صبح از خواب بیدار شدیم، آفتاب همه جا رو روشن کرده بود اومد بیرون دیدم داوود رسیده رو یال و ابی هم نزدیک یال بود اونا تو روشنایی روز، پاکوب اصلی کنار قله را پیدا کردند و راحت تر اومدند بالا. خلاصه همه جمع شدیم ذخیره آبمان تمام شده بود من پناهگاه رو پیدا کرده بودم از ما خیلی فاصله داشت ما تو ارتفاع 3522 متر بودیم و پناهگاه تو 4000 متر، تمام جای آب ها رو وارسی کردم کلا به اندازه دو عدد آب معدنی کوچک که هر کدام به اندازه نصف آب داشت برامون باقی مونده بود ، یکی رو داوود داشت و یکی رو هادی. برای خودم تخمین زمان و مسیر تا پناهگاه رو زدم و حساب کردم که کجاها باید هر نفر یه جرعه آب بنوشه ، خلاصه چادر رو جمع کردیم و داوود و علی و ابی رو جلوتر فرستادم و من و هادی و رامین با تاخیر حرکت کردیم ، ساعت 9:24 صبح حرکت شروع شد و روی یال قله حرکت کردیم. دیگه تشنگی بدجور داشت فشار می آورد باید جرعه جرعه آب مصرف می کردیم، چاره ای نداشتیم خلاصه به بچه ها رسیدیم تصمیم بر این شد که اول تو پناهگاه استراحت کنیم و بعد یه تیم به سمت قله حرکت کنه و به امید خدا قله رو فتح کنه ، باهر سختی که بود ساعت 10:53 رسیدیم به تخته فریدون ارتفاع  4000 متر .

تیم های دیگه ای اونجا بودن که وقتی شرایط ما رو دیدین اومدن به کمک ما و سریع آب آوردند که این صحنه واقعا برام خوشایند بود ، حس کمک به هم نوع و کوه نوردی زیبا بود خلاصه رفع عطش شد ویکم استراحت کردیم تا حالمون جا اومد و بعد سریع با رامین چادر رو برپا کردیم ، داوود اینا هم رسیدند وچادر دوم هم بر پا شد وبعد یه چایی تمییز که خیلی هم چسبید حالمان را جا آورد ، تصمیم گرفتم با توجه به حال عمومی بچه ها دو نفر با خودم رو برای صعود آماده کنم ، من و رامین و هادی برای صعود و بقیه باید میموندن چون حالشون برای بالا اومدن مناسب نبود ، بعد استراحت کامل و خوردن ناهار و یه چایی دیگه کم کم آماده رفتن شدیم.


نکته :

در پناهگاه آب وجود ندارد بلکه باید از یخچال پایین پناهگاه آب را تامین کرد که ناگفته نماند که بنده خدا علی زحمت تامین آب گروه را به عهده گرفت که واقعا دستش درد نکنه کار بزرگی بود.

آب به اندازه کافی برداشته شد و یه نفر از بچه های ایلام هم خواست با ما بیاید ، شرایط اون رو پرسیدم و طبق گفته خودش آماده بود ، دیگه کم کم تمام گروه ها داشتند می آمدند پایین و یه سری هم نیمه کاره صعود رو رها کرده بودند به دلیل فشار وارده ، ما ساعت 1:40 عصر به سمت قله به راه افتادیم ، با گروه های مختلف تو راه صحبت میکردیم و وضعیت هوا رو روی قله ازشون میپرسیدیم ، طبق آماری که توسط تلفن از آقای منفرد گرفته بودم امشب روی قله هوا به 10- درجه زیر صفر میرسید پس باید عجله میکردیم ولی با توجه به اوضاع ،با گام کاملا آروم و راحت به مسیر ادامه دادیم ، هوا مه گرفته بود ، شرایط متغیر بود ، کمی مه ، کمی آفتاب ، بعد از یک مرحله استراحت ساعت 3:42 به یه منطقه برف آبی رسیدیم که برف یخچال اون داشت آب میشد و آب بسیار سردی هم با فشار به سمت پایین سرازیر میشد.دره یخار با اون شکوه و عظمتش در سمت چپ ما قرار داشت.  ارتفاع 4895 متر شده بود ساعت 4:16 ما مرز 5038 متر رو گذروندیم یکم بالا تر به تیم فراز تهران که تازه داشت برمیگشت رسیدیم و احوال پرسی کردیم من به اونا گفتم که ما چهار نفر داریم میریم بالا محض احتیاط حواسشون باشه که تا شب اگر بر نگشتیم برای نجات اقدام کنند واون ها هم قبول کردند. بعد از کمی استراحت حرکت کردیم هوا مرتب در تغییر بود کمی مه ، بعد کمی آفتاب ، تو ارتفاع 5538 متر بودیم که کم کم دونه های برف رو احساس کردیم خیلی ضعیف برف می آمد ساعت شده بود 7:05 عصر ، بچه ها توانشون رو خیلی از دست داده بودند ، از اینجا من شروع کردم با صدای بلند به اون ها روحیه دادن ، که شما میتونید ، توانش رو دارید ، دیگه چیزی نمونده ، قله بالای سرمونه وهر چی که به ذهنم میرسید برای روحیه دادن به اون ها میگفتم ودر چند نقطه شروع به ماساژ صورت ودست های هادی و رامین و دوست ایلامی ما که اسمش کوروش بود دادم و کمی حالشون رو جا آوردم.

 


فوران گوگرد در مسیر جنوبی کاملا مشهود بود هوا دیگه کاملا صاف و تمییز شده بود غروب آفتاب چقدر زیبا بود، تمام قلل 4000 متر اطراف زیر پای ما از جمله توچال کاملا معلوم بود . دیگه بچه ها حرکتشون کند شده بود و من کمی جلو تر رفتم وبه قله رسیدم واز اونجا فورا به اون ها اعلام کردم که دیگه رسیدیم وبچه ها روحیه گرفتند و کمی راحت تر بالا اومدن خلاصه ساعت 7:40 عصر در ارتفاع 5671 متر قله دماوند رو فتح کردیم اون تصویری که از بالا ما میدیدیم واقعا قابل وصف نیست چقدر زیبا و با عظمت بود ، هوا هر لحظه داشت سرد تر میشد سریع عکس ها رو گرفتیم ، یک تیم هم روی قله چادر زده بودند وتمرین ارتفاع داشتند میکردند ، دیگه هوا بد جور داشت سرد میشد.

ساعت 8:15 عصر بود که به سمت پایین سرازیر شدیم ، تمام حواسم روی GPS بود که مسیر رو گم نکنیم دیگه هوا تاریک شده بود که به 4900 متر رسیدیم ، خیلی هوا سرد شده بود لباس ها رو زیاد کردیم تا دمای بدن رو از دست ندیم.

بعد از چند مرحله استراحت اومدیم آب بخوریم دیدیم جای آبمون یخ زده،جالب بود از سرمای زیاد ،که در حرکت بودیم تقریبا گرم بودیم و افت دما رو زیاد حس نمیکردیم ولی دما تقریبا تا 6- پایین اومده بود خلاصه به هر صورت با سختی زیاد تو پاکوب به کمک GPS قرار گرفتیم و دیگر ارتفاع رو به 4700 متر رسونده بودیم که چراغهای چادرها از دور نمایان شد و بچه های پایین که نور چراغ پیشانی ما رو دیدن بما علامت میدادن،که دارید نزدیک میشید.

خیلی برام این صحنه جالب بود خلاصه در ساعت 11:20 شب با تمام سختی به پناهگاه رسیدیم و بعد از احوالپرسی ،سریع علی چایی داغ برامون آماده کرد. دیگر توانی نداشتیم و بعد از خوردن چایی شروع به گرم کردن سوپ کردیم و یه شام دل چسب رو مهیا کردیم،و حسابی انرژی کسب کردیم حدودا ساعت 12:30 شب میشد که برای خواب آماده شدیم و یک روز خیلی سخت رو پشت سر گذاشتیم.


روز سوم 31 مرداد:

صبح جمعه هوا آفتاب زده و باد شدیدی میزد ساعت 7:10 صبح، منتظریم تا کمی باد افت کند و بعد حرکت کنیم،تو این فرصت شروع به خوردن صبحانه کردیم و حسابی جای همه خالی صبحانه خوردیم ،چند تا تیم که صبح زود به سمت قله رفته بودند بخاطر بدی هوا داشتند برمیگشتند و نتونسته بودند به سمت بالا حرکت کنند،خلاصه بعد از جمع کردن چادرها و آماده شدن و گرفتن عکس دسته جمعی ساعت 9 صبح حرکت به سمت پایین رو آغاز کردیم.

نکته:

از اینجا به بعد تصمیم گرفتم که دیگر به سمت گزانه نریم و مسیر رو تغییر دادم، که واقعا تصمیم درستی بود و به سمت روستای ناندل حرکت کردیم که با آقای صالحی در این روستا تلفنی هماهنگ کردم( تلفن آقای صالحی این شماره است 09111254045) که یه نیسان به منطقه گردنه سر بفرستد و از اونجا با ماشین به گزانه بریم.

این مسیر خیلی راحت تر از مسیر گزانه است،مسیر کاملا مشخص و توام با سنگ لاخ ولی تقریبا خوب بود .

ساعت 9:45 به یه  چمن زار  رسیدیم ،ارتفاع 4127 متر وبعد از استراحت به سمت پایین حرکت کردیم ،ساعت 11:16 در ارتفاع 3331 متر یه منطقه باز چمن بود که دوباره استراحت کردیم ،و ساعت 11:55 در ارتفاع 2937 متر به منطقه گردنه سر رسیدیم،که اونجا یه نیسان منتظر ما بود که آقای صالحی زحمت کشیده و فرستاده بودند.

 

لحظه خوشایندی بود خلاصه از اینجا ماشین سواری آغاز شد به هر سمتی که میرفتیم قله زیبای دماوند رو میدیدیم خلاصه از ناندل گذر کردیم و در مسیر گزانه قرار گرفتیم ،بعد از کلی جاده های پیچ در پیچ ساعت 2 عصر به روستای

گزانه رسیدیم و بعد از آوردن ماشینهای خودمون رفتیم به سمت لاریجان و آب گرم و بعدا نهار حسابی و مفصل با کباب ،و بعد به سمت انزلی حرکت کردیم که ساعت حدود 1:30 شب بود که در میدان مالا دوستان آریایی ما و هیئت کوهنوردی به استقبال ما آمده بودند و با دسته گل و شیرینی ورودمون رو خیر مقدم گفتند که خیلی برام زیبا بود.


و کوهنوردی فقط قله رفتن نیست....!

 

جهت مشاهده فایل  PDF  کلیک نمائید.

جهت مشاهده عکسها کلیک نمائید.


دیدگاه‌ها   

+1 #33 حمید نوربخش 1393-07-14 08:37
با عرض سلام خدمت همه دوستان داموني عزيز و دوستان آريايي و ساير كوهنوردانِ عزيزتر ...
بنده هم به عنوان فردي كه علاقه مند به درج نظراتم بودم خيلي مايل بودم كه در اين نقد و بررسي شركت كنم ... منتهي مراتب وقتي ديدم برخي از دوستاني كه تا به حال نظري در سايت گروه نذاشته اند و يا حتي بازديدي نداشته اند و فقط سعي در طرفداري كردن يكي از دو جناح دارند نظراتي گذاشتن ترجيح دادم كه سكوت كنم و در جلسه نقد شركت كنم ... اما اين نقد مثل اينكه داره به ناكجا آباد كشيده ميشه و بايد بيشتر از اين حداقل با اين شكل ادامه ندادش. چون نه ما شايد درست نقد كرديم و نه دوستان درست جواب داده باشند .
از نقد برنامه كه كلا منصرف شدم. اما مي خواستم بگم كه ... بنده به دوستان آريايي تا حدودي حق مي دهم كه اين نقد نويسي ما را خصمانه بدونن. البته واقعا خصمانه نبوده اما به اين دليل كه ما يعني اعضاي گروه دامون اگر نقدي از برنامه های خودمان داشتيم چون دسترسي ها يا روابط بيشتر بوده ما نقدهايمان بلكه شديدتر اما غيرمكتوب به صورت تلفني حضوري يا در جلسات بررسي شده و تنها نقد برنامه ها در سايت شايد همان نقد آقاي آهنين جان بوده كه در برنامه درفك خرداد ماه گروه دامون فرمودند كه گروه دامون به خاطر اعضا برنامه ي فني خود را به عمومي تغيير داده و دليل را جويا شدند.
شايد براي دوستاني كه نقد مكتوب در سايت را نديده اند (که خیلی کم هم وجود داشته) يا دوستاني كه اصلا به سايت گروه سر نزدند مقداري عجيب و خصمانه به نظر اومده باشه، با اينكه در ديد داموني ها اينجا همان محيط خودماني هست و دامون و آريا و اين گروه و آن گروهي در آن وجود ندارد و سايت تنها وسيله ارتباط جمعي به زعم ما مناسب -و شاید برای شما نامناسب- بوده. اما هدف دوستان، چه با لحني تند، چه ملايم، كم كردن ارزش برنامه شما نبوده... . بزرگتر شدن و قويتر شدن گروه در مقايسه با ديروز خودش صورت مي گيره نه در قياس با گروه هاي ديگر. اگر كسي از ما اين ديد رو كه برنامه گروه ديگري رو زير سوال ببره تا چيزي جز افزايش دانش داشته باشه اشتباه كرده ... اما باور كنيد من كه در اين جمع هستم هر بار دوستاني كه نظري نوشتند مي گن كه از حرفشون چه برداشتي شده كه چنين واكنشي داشته و نقدشون فقط براي كسب تجربه و افزايش دانش و اشرافيت به برنامه بوده. به نظرم وقتي كه اين ديد كه ما بخواهيم گروهي رو كوچك كنيم يا بزرگ، كاري رو ضعيف جلوه بديم يا قوي را دور بریزیم يه قدم بزرگ به سمت پيشرفت برداشته ايم. تك تك شما در اين يك سال و نيم اين همه تلاش كرديد كه كوهنوردي انزلي قوت بگيره. چطور؟ با همين يكي شدن... دوستان داموني با يک نقد تيشه به ريشه يك تلاش يك و نیم ساله نمي زنن دوستان آريايي هم همينطور. تشكر
نقل قول کردن
+7 #32 مینا نوری زاد 1393-07-13 12:06
سلام آقای کیابی عزیز
در ارتباط با نقدتون در ارتباط با این مطلب باید عرض کنم به نظرم وقتی نوشته ای مورد نقد قرار میگیرد نه تنها از ارزش آن کم نمی شود بلکه بر عکس بر مهم بودن و با ارزش بودن آن اضافه می گردد و در این گزارش دقیقا صعود به دماوند به عنوان بلندترین قله ایران و آن هم توسط گروهی از گیلان و دقیقا از مسیری دشوار دارای اهمیت و ارزش است.
از طرفی هر چقدر تبادل نظر در راستای یک موضوع بیشتر باشد طبیعتا امکان فراهم شدن رشد در یک عرصه بیشتر خواهد بود و نقد از یک نوشته نه تنها آبروی کسی را نمی برد بلکه برعکس به آن اهمیت و ارزش می بخشد. اگر کسی اظهار نظر می کند نه قصد اظهار فضل دارد و نه قصد تحمیل نظر....
از طرف دیگر بنده به عنوان مسئول سایت اولا وظیفه دارم تمام مطالبی را که به نوعی مفید و در واقع نیاز مخاطبین می باشد در این رسانه منتشر نمایم. حال این نوشته چه بازخوردی داشته باشد (مثبت یا منفی) مخاطبین این رسانه قضاوت خواهند کرد و کلا ماهیت نشر این گونه است.
در این راستا تا آنجا که بنده اطلاع دارم شما مسئولیت سایت گروه آریا را زمانی به عهده داشتید و خیلی خوشحال میشوم اگر تجربه هایتان را در ارتباط با سایت در اختیار گروه قرار دهید. در ارتباط با گزارشهای صعودی که فرمودید که اگر هدفتان مثبت است " چرا شما در خواست گزارش صعودهای موفقیت آمیز گروه آریا را را در 17 استان کشور برای درج در سایت درخواست ننمودید؟" باید بگویم پیشنهاد خوبی ست و اگر خودتان تمایل دارید ما خوشحال می شویم جهت انتشار در سایت منعکس شود. چرا که هدف اصلی ما هم همین است و در این راستا منویی تحت عنوان " مطالب ارسالی" ایجاد کرده ایم و ما از ارسال هر مطلبی که مرتبط با کوهنوردی باشد استقبال می کنیم..

در پایان از صراحتی که در بیان نظرتان داشتید سپاسگزارم..
نقل قول کردن
0 #31 حمید رضا کیابی 1393-07-13 12:05
با تشکر و عرض سلام به کلیه دوستان و عزیزانم در گروه های کوهنوردی دامون و آریا و ...
من واقعا متاثر شدم شدم از انتشار این گزارش درسایت گروه که قطعا با هدف به نقد کشیدن صعودموفق گروه کوهنوردی تدارک دیده شد که این امر موجبات اظهار فضل نمودن دوستان را به بهانه آزادی و دموکراتیک و الفاظی این چنین که در عمل هیچ سنخیتی با کوهنوردی واقعی ندارد را فراهم نمود..
دوستان اداره کننده سایت هدف شما از درج این گزارش چه بوده؟ اگر مثبت بوده چرا شما درخواست گزارش صعود های موفقیت آمیز گروه کوهنوردی آریا را در 17 استان کشور که بدون عیب و نقض و اکثرا با سرپرستی این جانب همراه بود را برای درج در سایت درخواست ننمودید؟ صعود آقای اهنین جان هر چند قابلیت انتقاد را ازجهت نادیده گرفتن و رعایت ننمودن بسیاری از اصول را دارد ولی چون موفقیت آمیز بوده و3 نفر از یک تیم شش نفره به قله صعود نمودند ، اگر مغرض نباشیم در یک فضای به تعابیر خودتان رسانه ای آن را نقد نمیکنیم وکمی توجه به حقظ آبروی کوهنوردی شهرمان نموده و از بیان نکاتی که همگان میدانند صرف نظر می نماییم.
لازم به ذکر میباشد که صعود آقای رضا آهنین جان یک صعود به درخواست شخصی ایشان بوده واگر یک برنامه با خواست اغلب همنوردان گروه و اعضای اصلی بود قطعا ایشان علیرغم توانمندی بسیار قبول مسئولیت نمی نمودند تا علیرغم موفقیت اماج انتقاداتی اینچنین قرار گیرند و.... و دوستانی که همراه ایشان رفتند و منتقد هم می باشند تا حدودی خودشان هم مقصر هستند چون تجزیه و تحلیلی درست از چگونگی و نیز نفرات صعود کننده نداشتند. متاسفانه بعضی از گروه های کوهنوردی در انزلی همانند افراد پشت کوهی به جای تلاش و کوشش در جهت رسیدن به ارزش های واقعی فقط میخواهند با پوشش لباس های مناسب خود را چنین و چنان نشان دهند و تاسف بارتر اینکه این گروه ها بدلیل عدم کفایت موجبات بزرگ نمایی و بزرگتر دیده شدن بیش از حد برخی را فراهم مینمایند که این یک آفت است که انشاالله با تلاش کلیه عزیزان و چهره های واقعی کوهنوردی در کلیه گروه ها امیدوار به روزهای درخشان آینده خواهیم ماند.
* *با تشکر و توضیح این که جهت جلوگیری از شائبه مطالب مطروحه جهت مورد خطاب دادن فرد و گروهی به هیچ عنوان نمی باشد.
نقل قول کردن
+3 #30 بهداد جفرودی 1393-07-12 14:30
آقای رسولی
با نظرهای شما در این زمینه مخالفم. ما درک و برداشت متفاوتی از قضایا داریم. از اینکه به نطر من توجه کردید و به اون پاسخ دادید خیلی ممنونم. ارادتمند قلبی وهمیشگی بهداد
نقل قول کردن
+4 #29 سمیرا 1393-07-12 11:02
با سلام خدمت همگی
آقای حجتی پور عزیز کجای نوشته های من مانند تبر بود.؟؟؟؟؟
من فقط بحث راهنما رو مطرح کردم و ساعت صعود رو که دیر بود!!!!!
نقل قول کردن
+4 #28 رسولی 1393-07-12 10:23
بهداد عزیز سلام
چون منو مخاطب قرار دادی سعی میکنم کوتاه جواب بدم ولی حتما حضوری با هم در مورد نقد و "نقد ،نقد " صحبت خواهیم کرد. قسمتی از آوردههای برنامه همونهایی بود که نوشتم و به اون باور دارم، ضمن اینکه هیچ چیز مطلق نیست ولی با این استدلال شما بر پایه "با ارزشترین بودن سلامتی"، هم نمیتونم کاملا موافق باشم!
اولا بنظرم نقد سازنده باید طوری باشه که فرصتی برای پاسخگویی طرف نقد شونده قائل بشه و از صدور حکم و یا راهکار مطلق و جایگزین موضوع نقد تا حد امکان پرهیز بشه .
من گمون میکنم تصمیم گیری در شرایط سخت و بحرانی از سختترین کارها باشه،اینکه انتظار داشته باشیم سرپرست برنامه با اولین اشکال پیش آمده(گویا راهنمای برنامه که قبلا با گروه هماهنگ کرده بود در آخرین ساعات برنامه مشکلی براش پیش اومد و فرد جایگزینی هم معرفی نکرد ) برنامه ای رو که گروه از ماهها قبل براش برنامه ریزی کرده رو لغو کنه انتظار درستی نیست، و اگه به سرپرست و گروه اطمینان داریم باید از ایشون دلایل تصمیم گیری رو بپرسیم و احیانا پیشنهادهامون رو ارائه بدیم .
من بشخصه برای آقای آهنین جان و گروه خوب آریا ،به پشتوانه سابقه درخشانشون این صلاحیت رو قائلم که توان و جسارت تصمیم گیری در شرایط سخت رو دارن و راستش هدفم هم از اولین نقدی که نوشتم این بود که شاید سرپرست محترم برنامه معذورات و مشکلات پیش اومده رو باز کنن تا مشخص بشه که ریسک پذیری بالاتر از معمولشون تو این برنامه به چه دلایل تحمیلی بوده.
البته من با شناختی که از شما و بقیه همنوردان دارم مطمئن هستم که در نقد شما و بقیه دوستان ،اونطور که آقای حجتی پور به اشتباه تعبیر کردن، مطلقا نگاه گروهی حاکم نبوده و این نوع نقد رو ما همیشه تو گروه خودمون هم داشته و داریم و الان نمیخوام وارد اون بحث بشم که روش درستی هست یا نه ولی باز خورد اون ظاهرا برای خارج از گروه خودمون چندان جالب نبوده و شاید بهتر باشه که تعدیل بشه .
البته من اینجا نمیخوام از سرپرست برنامه و تصمیمهاش دفاع کنم ،چون حتما ایشون بهتر و مستدل تر بیان خواهد کرد ولی فکر میکنم بد نیست نظر شخصیم رو در مورد نقش ایشون در کوهنوردی انزلی بنویسم! ...آقای رضا آهنین جان مطمئنا از نظر فنی یکی از بهترین و از نظر بدنی یکی از آماده ترین نفرات کوهنوردی انزلیه و اینکه ایشون با این خصوصیات فردی بشدت عرق گروهی داره و همیشه در تمام برنامه های گروه شرکت داره بنظرم بسیار قابل تقدیره، این نگاهش به کار گروهی وقتی میتونه با ارزشتر جلوه کنه که ما بخواهیم مقایسه کنیم عملکرد دوستان دیگری در همین حد و اندازه های فنی رو که به دلیل تفاوت سطح گروه با خودشون چقدر زود از گروه فاصله میگیرن و برنامه ها رو بطور شخصی و محفلی انجام میدن. خلاصه اینکه بنظرم آقا رضا یکی از با ارزشترین سرمایه های کوهنوردی انزلیه و همونطور که تا حالا بوده،حالا حالا ها هم منشاء کارهای بزرگی در کوهنوردی انزلی خواهد بود و ما هم از ایشون منتفع خواهیم شد و براش آرزوی موفقیتهای بیشتری رو هم دارم
بقول آقای سلیمپور "باقی بقایتان "
نقل قول کردن
+3 #27 بهداد جفرودی 1393-07-11 22:22
ادامه ی مطلب
رد پای نشانه های حادثه ساز بودن جریان صعود نیز براحتی قابل ردیابی است که به اشاره تیتر وار به آنها بسنده میکنم. درگیر شدن با مسیری که فرای توان عمومی تیم بود و همه اعضای تیم برای اولین بار پای در آن می نهادند. عدم رعایت زمان بندی مناسب. اصرار به صعود به هرقیمتی و تحت هر شرایطی. تکیه بیش از حد بر توانایی های فردی و..... هر کدام از موارد فوق به تفضیل قابل بحث و موشکافیست که بنده قصد وارد شدن به جزییات را نداشته و ندارم. پیشاپیش از عدم حضور در گردهمایی بعلت مشغله کاری عذرخواهی میکنم.
با کمال تشکر از مدیریت و تیم سایت که با دیدی فراگروهی امکان تبادل نظر پیرامون مسایل کوهنوردی را فراهم آوردند.
نقل قول کردن
+3 #26 بهداد جفرودی 1393-07-11 22:17
آقای رسولی
سلام
آقای رسولی عزیز هنگامی که صحبت از ارزش ها و آورده های صعود فوق می کنید... واقعا نمی دانم که در انتهای یک برنامه چه ارزش و آورده ای می تواند بالاتر از سلامتی و جان افراد باشد؟ در نظر بنده که با توجه به خواندن گزارش صعود و صحبت با دو تن از همنوردان حاضر در صعود شکل گرفته، این صعود فاصله چندانی تا حادثه یا حتی فاجعه نداشت. و آیا اگر این صعود با چاشنی شانس ختم بخیر نمی شد، آیا بازهم می توانستیم براحتی از آورده ها و ارزشهایی همچون "باز شدن باب گفتگو" سخن به میان آوریم ؟ کدام آورده ها و ارزش ها را می فرمایید؟ "کروکی مسیر به همراه جی پی اس؟"،،، دماوند و تمامی مسیرهایش در ایران بارها و بارها صعود شده، می توان براحتی به معتبرترین گزارشهای صعود و کروکی مسیرها دست پیدا کرد. یا از کدام اشراف و ریزه کاری سخن می گویید؟؟؟ فضای کلی و حاکم بر صعود با توجه به گزارش مکتوب، سراسر نشان از بی برنامگی، تصمیمات بی پشتوانه و عجیب دارد. آقای رسولی کمرنگ کردن و یا کمرنگ دیدن اشتباهات، و تاکید و اصرار بر نقاط قوتی که وجود ندارد...! به عبارت دیگر ساختن نقاط قوت برای صعود فوق حاصلی جز، ایجاد فضایی تصنعی ندارد. فضاها و جوهای اینچنینی خود می توانند از عوامل اصلی حوادث و فجایع احتمالی بعدی باشند. لزوما هدف از نقد، ایجاد تغییر در موضوع مورد نقد نیست. بلکه هدف اصلی مخاطبینی هستند که با موضوع سر و کار دارند. از این اصرار به فراموش کردن و ندیدن در حیرتم، فراموش کردن و ندیدن تجربه های تلخ، ناگوار و آسیب زا که این فراموش کردن و ندیدن به سهم خود باعث تکرار فجایع و آسیب های بعدی می شود. صعود های بی حوصله و شتاب زده، صعود به هر قیمتی، صعودهایی که در آنها از تبحر، تجربه، آموزش و... یا اصلا خبری نیست یا عوامل فوق نقش کمرنگی در آنها دارند. به جرات می توان گفت که معمولا هیچ حادثه ای در کوهنوردی، یکباره و خود به خود ایجاد نمی شود. به بیان دیگر، حادثه در کوه بلای آسمانی نیست که ناگهان و از عالم غیب نازل شود...! نه تنها این چنین نیست بلکه هر حادثه کوهنوردی پیش از وقوع، دقیقا نشانه های خاص خود را بروز می دهد و یا اینکه اصلا این نشانه ها روزها قبل از صعود وجود دارند. با نگاهی به صعودهایی که در چند سال اخیر منجر به فاجعه شده اند می توان چنین نتیجه گرفت که در اکثر موارد کوهنوردان یا اصلا متوجه بروز و وجود نشانه های منجر به حادثه نشده اند، یا با وجود آگاهی بر نشانه ها و یا حتی تشخیص احتمال حادثه، آگاهانه به استقبال فاجعه رفته اند.
در اکثر خطوط گزارش صعود فوق، نشانی از حضور یک شبه قهرمان یا بهتر بگویم ناجی پیداست. حال سوالی که مطرح کردم این بود: "اگر این ماشین پرتوان و محرک گروه بهردلیلی از کار بیفتاد، آنوقت تکلیف چیست؟" که بجای هرگونه پاسخ مرتبط، با جبه گیری های گروهی و برخوردهای شخصی روبرو شدم.

درصعود مورد بحث همانطور که پیش تر گفته شد، می توان به روشنی شاهد نشانه های بروز حادثه بود. از نشانه های قبل از صعود می توان به تعارف و رودر بایستی سرپرست و همراه کردن افرادی در صعود نام برد که به زعم ایشان برای شرکت در صعود فاقد شرایط لازم بودند...! که اکنون با مشاهده عملکرد سرپرست محترم برنامه، واجد شرایط بودن خود ایشان نیز برای بر عهده گرفتن سرپرستی چنین صعودی از نظر بنده زیر سوال است. جالب این جاست که بعد از صعود بخواهیم با بی انصافی اکثر مشکلات پیش آمده را به گردن افرادی بیندازیم که خود بعلت تعارف و یا عدم تشخیص صحیح با خود همراه کرده ایم.
نقل قول کردن
+5 #25 مینا نوری زاد 1393-07-11 22:11
وقت همگی بخیر!
راستش من نه تجربه صعودهای فنی و طولانی مدت رو دارم و نه خودم رو در حدی می دونم که بخوام این صعود رو نقد کنم و از طرفی معتقدم منتقد از جایگاه و ارزش خاصی برخوردار هست و احترام به او در اولویت بالای اخلاقی قرار داره...
با این تفاسیر خیلی خوشحالم که این گزارش مورد نقد قرار گرفت. چون به نظرم هر نوع نقدی باعث پیشرفت و رشد فکری میشه (حال با هر گفتار و یا نوشتاری بیان و یا نگارش بشه (یکی تلخ و گزنده مینویسه یکی شیربن و دل نشین!)..
با این دیدگاه با خوندن نظرات دوستان این حس در من به وجود اومد که انتشار نظرات در قالب نقد در برخی از دوستان این دیدگاه رو به وجود آورده که هدف از نقد این صعود ایراد گرفتن و یا جنگ کردن!!! کل افراد یک مجموعه با شخص آقای آهنین جان هست و این احساس از بکار بردن واژه هایی مثل (تبر! شمشیر! و ... به وضوح قابل درک هست .) بنده با احترام به نظرات تمام دوستان معتقدم تک تک افرادی که در این بحث شرکت کردند (چه موافق چه مخالف) با توجه به شناختی که از آنها دارم یا بهتر بگم داریم هدفی جز ارتقا و پیشرفت کوهنوردی در ذهن ندارند. اینکه برخی دوستان معتقدند که نقد در این رسانه به کوهنوردی آسیب می رساند بنده موافق نیستم. چرا که معتقدم آسیب اصلی را افرادی میزنند که نسبت به چنین صعودهایی بی تفاوتند! و واقعا به کار بردن کلمه " به به چه صعودی" خیلی راحت تر از نقد کردن صعود طاقت فرسای اینچنینی ست!
به نظرم تمام افرادی که در این بحث مشارکت داشتند همگی افراد مفیدی برای جامعه کوهنوردی گیلان هستند و حداقل در یک نقطه مشترکند.
و شاید تندی و تلخی سخن برخی دوستان در برخی از مواقع دقیقا به خاطر پر اهمیت بودن و البته حساس بودن موضوع مورد بحث است و اصلا ارتباطی به کم ارزش کردن صعود و یا دشمنی و یا گروه گرایی و ... ندارد.
در پایان مجددا از تمام دوستانی که در بحث شرکت داشتند سپاسگزارم و امیدوارم روزی فرصتی فراهم بشه تا بنده هم بتونم در فرصتی مناسب دماوند را در کنار افراد باتجربه بدون کمترین آسیبی صعود کنم....
نقل قول کردن
+1 #24 دوبحری 1393-07-11 21:24
آقای آهنین جان امید آن دارم که این انتقادها به شما عزمی راسخ تر از گذشته بدهد تا ما شاهد صعود های دیگری از شما باشیم اینکه برای این صعود اولین نفر از بندر انزلی بودید مایه افتخار است
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آمار بازدید سایت

امروز201
دیروز1075
هفته جاری2337
ماه جاری12665
کل بازدید1947522

تعداد افراد آنلاین
19
نفر

آدرس گروه