ییلاق روشنده ( 7 فروردین 94 )

گزارش کوهپیمایی به ییلاق روشنده ( 7 فروردین 1394 ) سرپرست: امیر داداشی          جلودار: خانم خالقی عقب دار: رامین شیر جهانی      کوهیاران: لیلا عاشوری- سمیرا عالی- محسن...

آرایش

ارسالی از: حسین صالحی در این بهار، همه« برم دار* » می گیرند و به عروسی ما می آیند ما را با شادی از جاده ها می برند آرزوهایمان...

بهار 94

   

باد نوردی! در شاه معلم ( 21 و 22 اسفند 93 )

تلاشی برای شاه معلم ( 3058 متر ) تاریخ اجرا: 21 و 22 اسفند 93 سرپرست: بهروز رسولی ( در نبود سرپرست برنامه در تاریخ مذکور آقای رسولی عهده دار این...

برگزاری اولین دوره های آموزشی و تمرینی سنگ نوردی در بندر انزلی

  به اطلاع همنوردان می رساند اولین دوره های آموزشی و تمرینی سنگ نوردی در بندر انزلی با همکاری مسئول کمیته فنی هیئت کوهنوردی بندر انزلی (آقای فرهنگی (index.php?option=com_content view=article id=457:1392-01-08-21-15-13...

گزارش صعود تیم اعزامی استان گیلان به قلل جوپار و هزار در برنامه صعود زمستانی فدراسیون.

گزارش صعود تیم اعزامی استان گیلان به قلل جوپار و هزار در برنامه صعود زمستانی فدراسیون. ارسالی از : شهرام فرهنگی (index.php?option=com_content view=article id=457:1392-01-08-21-15-13 catid=36:-92 Itemid=123) ...

مصاحبه با حشمت رحمانی (بخش دوم)

بخش دوم اگر بتوانیم با هزینه‌های خیلی پایین‌تر، آموزش خوب بدهیم موفق خواهیم بود. بخش اول مصاحبه با آقای رحمانی (index.php?option=com_content view=article id=1124:1393-09-18-07-39-40 catid=36:-92 Itemid=123) را با خواندن مباحثی در ارتباط...

تلاشی برای قماش (گرد سایه) 8 اسفند 93

  تلاشی برای قله قماش - گرد سایه ای که می شناسیم – تاریخ اجرا: 8 اسفند 93 سرپرست: مینا نوری زاد جلودار: بهروز رسولی عقب دار: رامین شیر جهانی کوهیار:...

تعویق زمان برگزاری نمایشگاه عکس

به اطلاع همنوردان می رساند زمان برگزاری نمایشگاه عکس به تعویق افتاد. تاریخ برگزاری نمایشگاه متعاقبا از همین رسانه اعلام می گردد.

گزارش اکسپدیشن ایرانی به فرانسه – از مون بلان بزرگ تا سوزنی گراندکاپوسین

گزارش اکسپدیشن ایرانی به فرانسه – از مون بلان بزرگ تا سوزنی گراندکاپوسین گزارش از : حمید رضا شفقی اعضاي تیم : حسن گرامی ، علی...

گزارش گشایش دو مسیر زمستانی (دامون و زیرو ) در دیواره لشکرگاه

گزارش گشایش دو مسیر زمستانی (دامون و زیرو ) در دیواره لشکرگاه ارسالی از: شهرام فرهنگی دیواره لشکرگاه یکی از زیباترین و باشکوهترین دیواره های طبیعی در گیلان...

مکث: بازتاب اجرا نشدن برنامه بزبره (بادهای موسمی و ...)

مکث (درنگ کردن) بازتاب اجرا نشدن برنامه بزبره (index.php?option=com_content view=article id=1191:1393-11-11-09-01-48 catid=10:1390-12-02-08-44-16 Itemid=98) (بادهای موسمی و ...) ارسالی از : حسین صالحی وقتی کلمه موسمی را در کتاب-  مبانی آب...

ییلاق روشنده ( 7 فروردین 94 )

گزارش کوهپیمایی به ییلاق روشند...

آرایش

ارسالی از: حسین صالحی ...

سال نو مبارک

...

بهار 94

    ...

باد نوردی! در شاه معلم ( 21 و 22 اسفند 93 )

تلاشی برای شاه معلم ( 3058 متر ) تا...

برگزاری اولین دوره های آموزشی و تمرینی سنگ نوردی در بندر انزلی

  به اطلاع همنوردان می رساند اول...

گزارش صعود تیم اعزامی استان گیلان به قلل جوپار و هزار در برنامه صعود زمستانی فدراسیون.

گزارش صعود تیم اعزامی استان گیلا...

مصاحبه با حشمت رحمانی (بخش دوم)

بخش دوم اگر بتوانیم با هزینه‌ها...

تلاشی برای قماش (گرد سایه) 8 اسفند 93

  تلاشی برای قله قماش - گرد سایه ...

تعویق زمان برگزاری نمایشگاه عکس

به اطلاع همنوردان می رساند زمان ب...

گزارش اکسپدیشن ایرانی به فرانسه – از مون بلان بزرگ تا سوزنی گراندکاپوسین

گزارش اکسپدیشن ایرانی به فرانسه ...

گزارش گشایش دو مسیر زمستانی (دامون و زیرو ) در دیواره لشکرگاه

گزارش گشایش دو مسیر زمستانی (دا...

مکث: بازتاب اجرا نشدن برنامه بزبره (بادهای موسمی و ...)

مکث (درنگ کردن) بازتاب اجرا نشد...

آخرین مطالب
ییلاق روشنده ( 7 فروردین 94 ) » گزارش کوهپیمایی به ییلاق روشنده ( 7 فروردین 1394 ) سرپرست: امیر داداشی          جلودار: خانم خالقی عقب دار: رامین شیر جهانی      کوهیاران: لیلا عاشوری- سمیرا عالی- محسن باشتین- مرتضی باشتین از بلندی های فراز تا نشیب های فرود , از چشمه ساران خروشان تا دشت های وسیع , از تنگنای دره ها تا غار های درون زمین ... همه جا زیبایی است. عظمت است و شکوه. آنجا که بر فراز قله ها یا پهنه وسیع دشت و یا در اعماق زمین می ایستی و نظاره می کنی... آنجا که افکارت را به بادها و سکوت زمین می سپاری تنها به زیبایی ها می اندیشی. آری فقط زیبایی طبیعت و شکوه عظمت آن است که تو را به تفکری عمیق فرو می برد و با خود می گویی آیا زیباتر از این هم می شود... این جاست که طبیعت درس زندگی به تو می آموزد اگر با تمام وجودت به به آن بنگری و دل سپاری... آری راز زندگی همین است. جمعه هفتم فروردین: به نام خالق هستی روز جمعه پس از اینکه حدود نیم ساعتی با نیروی انتظامی در مذاکره بودیم سرانجام در ساعت 6:30 از انزلی خارج شدیم. اولین برنامه فصل بهار یک برنامه کوهپیمایی در ییلاق روشنده از توابع رضوانشهر و واقع در منطقه پونل بود. تعداد ما سه مینی بوس ( 56 نفر ) بود. در ساعت 6:52 در رضوانشهر بودیم و برای خرید نان توقفی کرده و ساعت 7:05 به راه افتادیم. هوای خوبی در پیش داشتیم. هوایی آفتابی و گرم. سایت مربوط به آب و هوا را که روز قبل دیده بودم نوشته بود آفتابی و مطبوع. ساعت 7:11 به سه راه پونل رسیدیم. سمت راست به تالش ( هشتپر ) و سمت چپ به ماسال می رود. باید مسیر مستقیم را وارد شویم. پس از عبور از تابلوی مناطق وزشت دوران و باغ خورشید (7:25) و تابلوی نوده - که در سمت راست جاده است – (7:42) و تابلوی کهنه که- بندی – سمت راست- ( 7:46 ) , تقریبا روبروی آن در سمت چپ تابلوی روشنده قرار دارد. بامینی بوس ها وارد جاده خاکی شده و از کنار چشمه خروشان عبور می کنیم. خانه بهداشت را رد کرده و پس از حدود یک ربع  به سه راه روشنده که تابلویی هم در آنجا نصب است می رسیم. چیزی حدود سه کیلومتر از ابتدای جاده تا سه راه می باشد. ساعت 8:00 است و پس از پیاده شدن از مینی بوس ها و صحبت های سرپرست به راه می افتیم. منطقه روستایی است و سعی کردیم با رعایت نکات لازم موجب بر هم زدن آرامش اهالی نشویم. ساعت 9:00 برای صبحانه توقف می کنیم. پس از صرف صبحانه در ساعت 9:40 به راه می افتیم. روستا بسیار زیباست و ویلاهای زیبایی هم ساخته شده بود که در برابر خانه های گلی روستا خود نمایی می کرد. بالاترین مکان روستا کنار دکل آنتن بود و قرار بود در دشتی کنار آنتن مستقر شویم. طبق گفته آقای صادق زاده از پیشکسوتان گروه , ارتفاع در منطقه آنتن چیزی حدود 1100 متر بود. پس از گذر از دروازه انتهای جاده خاکی روستا باید شیب نسبتا تندی را بالا بکشیم تا به منطقه آنتن برسیم. ساعت 11:10 حدود ده نفری به دشتی رسیدیم و بچه ها نیز در حال آمدن بودند. از آنجا قله های دیه گاه و شوشل ( قلل مرتفع منطقه ) و برزه کوه به وضوح دیده می شدند که با برفی سنگین بر چکادشان زیبایی فوق العاده ای را در دوردست به تماشا گذاشته بودند. گله های چوپانان در بالاتر در حال چرا بودند. دشت به قدری پاک و زیبا بود که دلت می خواست شروع به دویدن کنی و به پای دامنه کوه های دیه گاه و شوشل بروی. انگار که فاصله ای اندک با ما داشتند. البته این طور به نظر می آمد که خیلی نزدیکند ولی این طور نبود. قرار بود تا ساعت 4:00 بمانیم. هوا نیز مزید بر علت بود و یک هوای خوب و گرم با آفتابی سوزان حکمفرما بود. در کنار آتشی که بچه ها درست کرده بودند استراحتی کردیم. ناهار خورده و عکس نیزگرفتیم. ساعت 3:55 به سمت پایین حرکت کردیم و در ساعت 5:45 به سه راه و مینی بوس ها رسیدیم. پس از خداحافظی از دوستان سوار مینی بوس های خود شده و ساعت 6:04 به راه افتادیم و 7:40 به انزلی رسیدیم. در انتها تشکر می کنم از سرپرست برنامه آقای امیر داداشی و دوستان شرکت کننده در برنامه که با گوش دادن به نکاتی که سرپرست اشاره می کردند برنامه ای خوب را در کنار ما و دوستان خود رقم زدند. سلامت و شاد باشید عالی جهت دریافت فایل کلیک کنید. (http://www.damoonclub.com/images/stories/pdf/roshande94.docx.pdf) جهت مشاهده عکسهای برنامه کلیک نمائید. (index.php?option=com_phocagallery view=category id=125:roshande94 Itemid=70)
آرایش » ارسالی از: حسین صالحی در این بهار، همه« برم دار* » می گیرند و به عروسی ما می آیند ما را با شادی از جاده ها می برند آرزوهایمان را دوباره تازه می کنند در این بهار، همه دوستت می دارند همه دوستت می دارند! ایوان خانه مان را گل اندود می کنیم حیاط خانه مان را پرچین . همه جا را آب و جارو می کنیم در این بهار، ترا همیشه می بینیم تو را همیشه می بینیم! بر پل رودخانه مان دستگیره می بندیم رودخانه ها را از بالای ده «ایلجار*» می اندازیم تمام کارهایمان را انجام می دهیم در این بهار، تو را چون نوعروس می آرائیم تو را چون نوعروس می آرائیم! بر طاقچه های خانه مان گلدانهائی از گل می گذاریم برجاده ها آتش می افروزیم ما نیز از آتش ها خواهیم پرید در این بهار، دروازه خانه مان را برای تو باز می کنیم دروازه خانه مان را برای تو باز می کنیم. می رویم بالای «تلمبار*» کهنه مان و بامش را کاه می ریزیم در طویله، گوساله مان را به آغل می بندیم هنگام بذر افشانی، «توم جار*» می گیریم این بهار، تو را با خودمان به همراه می بریم تو را با خودمان به همراه می بریم! جوجه هایمان حالا که بزرگ شده اند و ماهی های رودخانه ها نیز تو زخم های خوب شدۀ ما را بنگر در این بهار، خود را آرایش کن خود را آرایش کن! * برم دار = چوب دو الی سه متری چند شاخه که دور شاخه های آن را یک قواره پارچه می پیچند و بر نوک شاخه های آن پرتقال فرو کرده و نیز جوراب و دستمال آویزان می کردند وبه خانۀ داماد می برند. * ایلجار   = مردم لسکوکلایه قدیم برای کمک‌رسانی به یکدیگر و به ویژه افرادی که وضعیت مالی خوبی نداشتند ایلجار اعلام می‌کردند و یک نفر به عنوان سرباشی با شاخ گاو شیپور می‌زد و معنی شیپور این بود خانه فلانی را می‌خواهیم درست کنیم. صاحب‌خانه هم برای یاورانی که به کمک می‌‌آمدند  یک دیگ بزرگ لوبیا و نان محلی خلفا می‌پخت و همه با هم می‌خوردند و در ساخت خانه به هم کمک می‌کردند. (برگرفته از سایت همشهری استان ها: ostani.hamshahrilinks.org) * تلمبار   = کلبه ای که برای پرورش کرم ابریشم می سازند .(برگردان از ارسال کننده) . *توم جار    = خزانه نشای برنج . توضیح: شعر فوق (آرایش) یا (پیشانی وچینی) ترجمه ای از شعر گیلکی جناب آقای غلامحسین عظیمی بوده و از کتاب گیلان نامه مجموعه مقالات گیلان شناسی ، جلد سوم چاپ اول: 1371 – به کوشش جناب آقای  م. ب. جکتاجی ، برداشته شده است.
باد نوردی! در شاه معلم ( 21 و 22 اسفند 93 ) » تلاشی برای شاه معلم ( 3058 متر ) تاریخ اجرا: 21 و 22 اسفند 93 سرپرست: بهروز رسولی ( در نبود سرپرست برنامه در تاریخ مذکور آقای رسولی عهده دار این مسئولیت شدند. ) جلودار: مینا نوری زاد         عقب دار: مهدی ژرفی اعضای شرکت کننده: رویا نجار باشی- زهرا نوربخش- فروغ صادقی به همراه دختر خاله شان- محسن باشتین به همراه خانم و دخترشان ماهک- محسن اکبری- مازیار عزیزی- حمید نور بخش- غلام رضا راوند- مینا نوری زاد- مهدی ژرفی- امیر داداشی- بهروز رسولی- حامد گنجی و رضا عباسپور ساعت 10 صبح به دوستان در ماسوله ملحق شدند. نفرات شرکت کننده در صعود: مینا نوری زاد- غلام رضا راوند- مهدی ژرفی- امیر داداشی- بهروز رسولی ( سمیرا عالی- دانیال امام چاهی- علی ستوده- حجت جعفری به همراه آقای فرهنگی صبح جمعه برای صعود و ملحق شدن به بچه های دامون به راه افتادند. ) پنجشنبه 21 اسفند 93 : ساعت 3:30 ظهر دوستان در کار آموزی سوار ماشین شدند و انزلی را به مقصد ماسوله ترک کردند. طبق زمان بندی که از سرپرست گرفته شد قرار شد یک تیم 5 نفره ساعت 5:00 صبح جمعه شروع به صعود کند. جمعه 22 اسفند 93 : اینجانب  روز جمعه طی تماسی که با آقای رسولی در ساعت 5:15 صبح گرفتم  ایشان گفتند که تازه شروع به حرکت کرده اند. ما به  همراه آقای فرهنگی ساعت 5:30 در فومن بودیم و پس از خوردن صبحانه به راه افتادیم. ساعت 6:55 در ماسوله بودیم و در ساعت 7:15 از جاده پایین امامزاده در ماسوله صعود را آغاز کردیم. هوای خوبی در پیش نداشتیم. طبق سایت هواشناسی که روز قبل دیده بودم در خود ماسوله سرعت باد 7 کیلومتر بر ساعت بود ولی در بالا با بادی شدید به همراه بوران برف مواجه شدیم. کم کم با بادی شدید در مسیر روبرو شدیم و شدت آن بیشتر می شد. ساعت 8:35 به جاده دوریکله و پناهگاه آنجا رسیدیم. در این جا بود که دانه های برف با وزش بسیار شدید باد به صورت هایمان می خورد و سوزشی دردناک ایجاد می کرد. همچنان با باد  در مقابله بودیم. در کنار تک درخت دقایقی برای پوشیدن لباس ایستادیم. رو به باد و بوران همچنان پیش می رفتیم. باد از سرعتمان کاسته بود. مسیر دره را از بالای تخته سنگ ها پیمودیم. در این قسمت شدت باد به قدری بود که من چند باری افتاده و دوباره هنگام بلند شدن با وزش تند باد می افتادم. خلاصه از این قسمت به سلامتی گذر کردیم. پس از رسیدن به هفتی , کمی بالاتر کنار تک درخت دقایقی برای استراحت و خوردن تنقلات ایستادیم. آقای جعفری جلوتر به حرکت ادامه دادند. در این جا دوستان دامونیمان را بر روی یال ابتدایی دیدیم. حدود 40 دقیقه ای با آنها فاصله داشتیم. پس از صحبتی که آقای فرهنگی با ما کردند و نظر جمعی تصمیم گرفته شد که برگردیم و ادامه صعود برای ما با این تجهیزات به صلاح نیست. ساعت 9:55 است و ما به سمت پایین و رفتن به پناهگاه به راه می افتیم. ساعت 10:30 به پناهگاه پایین دوریکله می رسیم. آقای پور پاک نیا از کوهنوردان قدیمی با چای و آتشی که در بخاری هیزمی روشن کرده بودند از ما استقبال کردند. دو نفر از اعضای گروه آرش رشت نیز در پناهگاه بودند. برای استراحت و منتظر شدن برای برگشت گروه دامون آنجا ماندیم. منتظر بچه ها بودم تا وقتی که برسند آز آنها هنگام رسیدن عکس بگیرم. نگاهم رو به بالا بود ولی دیده نمی شدند. شاید حدود 45 دقیقه گذشت که آقای حجت جعفری به پناهگاه رسید و گفت بچه ها در حال برگشت هستند و برای استراحت توقفی کرده و سپس به راه می افتند. ساعت حدود 11:20 بود که بچه ها را در دور دست و در حال فرود دیدم. ساعت 11:55 بچه ها به پناهگاه رسیدند و همگی به آنها تبریک گفتیم که با این شرایط جوی تا ارتفاع حدود 1900 متر رفته بودند. پس از رسیدن بچه ها آقایان:  فرهنگی – جعفری- ستوده خداحافظی کرده و به سمت ماسوله راه افتادند. من و آقا دانیال تصمیم داشتیم با گروه برگردیم. پس از حدود نیم ساعتی که بچه ها استراحت کردند و خداحافظی با دوستانمان در پناهگاه , در ساعت 12:25 حرکت کردیم. زمان های بچه ها که توسط آقای رسولی ثبت شد و گویا در مسیر آموزش مسیر یابی هم انجام شد به این صورت بود: 5:15 شروع صعود- 5:55 امامزاده- 7:20 پناهگاه- 10:00 یال و پایان صعود- 11:55 پناهگاه در ساعت 1:30 ظهر به امامزاده و 1:47 به جاده رسیدیم و به سمت خانه ای که بچه ها شب قبل گرفته بودند رفتیم تا استراحتی در آنجا داشته باشیم. پس از گشت و گذار در بازار ماسوله در ساعت 6:00 به سمت انزلی حرکت کردیم. با تشکر بسیار از آقای فرهنگی و آقای رسولی. این برنامه شرایطی داشت که ما را با هوای بسیار بد و متغیر در کوهستان آشنا کرد و اینکه همواره هوا خوب و مساعد نیست و باید برای چنین شرایطی همیشه آماده باشیم.... ولی چه این شرایط جوی باشد چه هوای خوب و مساعد , کوهستان همیشه و همیشه زیباست... شاد و سلامت باشید عالی جهت دریافت فایل کلیک کنید. (http://www.damoonclub.com/images/stories/pdf/shah22.12.93.docx.pdf)
گزارش صعود تیم اعزامی استان گیلان به قلل جوپار و هزار در برنامه صعود زمستانی فدراسیون. »گزارش صعود تیم اعزامی استان گیلان به قلل جوپار و هزار در برنامه صعود زمستانی فدراسیون. ارسالی از : شهرام فرهنگی (index.php?option=com_content view=article id=457:1392-01-08-21-15-13 catid=36:-92 Itemid=123) مطابق روند هرساله فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی جمهوری اسلامی ایران در ایام دهه فجر امسال نیز صعود زمستانی مشترک کشوری برگزار گردید. میزبان این دوره استان کرمان بوده .این برنامه به یاد جان باختگان کوههای استان کرمان در این استان با صعود به سه قله جوپار , هزار و پلوار برگزار گردید. وجه تمایز این صعود با سالهای گذشته شرکت چند کشور خارجی در آن بوده است. با رایزنیهای پیش از برنامه  تیم اعزامی گیلان در جلسه پیش از صعود در روز 12 فروردین در هیئت استان حضور پیدا کردند. این افراد عبارت بودند از خانمها : 1- زهرا خادمی 2- زهرا حسینی 3- سودابه بی خسته 4- سحر شفیقی و آقایان : 1-   سید رسول میر ایراهیمی 2-   شهرام فرهنگی سرپرستی تیم اعزمی به اینجانب محول گردید و پس از انجام هماهنگیهای لازم و تحویل بلیط های قطار و اتوبوس قرار تجمع در ساعت 9:30 صبح روز 13 بهمن در مقابل شرکت تعاونی شاهین گیلان گزارده شد. صبح همه نفرات غیر از دو نفر در محل تجمع سوار اتوبوس شدند. یکی از انها خانم سحر شفیقی بود که به دلیل مشکلات کاری ظهر خودشان از رشت با ماشین شخصی حرکت نمودند و دیگری خانم زهرا  حسینی  که در رودبار ایشان را سوار کردیم. ساعت 7:10 قطار حرکت می کرد و ما از دو ساعت قبل در ایستگاه حضور داشتیم, متاسفانه خانم شفیقی چند دقیقه دیرتر رسیدند و از قطار جا ماندند اما توانستند با یک ساعت تاخیر در ساعت 10 صبح با اتوبوس خود را به کرمان برسانند. آقای جواد غفوریان یکی از دوستان خوب من که درهیئت کرمان فعال هستند در ایستگاه منتظر ما بودند و با ماشین خود بدون معطلی ما را به محل پذیرش (سالن سنگنوردی ) رساندند. پس از انجام مقدمات پذیرش آقای غفوریان برای نشان دادن چند مکان تاریخی مهم  ما را همراه خود بردند و در ساعت 2:00 نیز به محل پذیرش برای اعزام به منطقه ماهان برگرداندند. ما با اتوبوسهای فدراسیون به سمت دانشگاه ماهان برای شرکت در مراسم با شکوه افتتاحیه حرکت کردیم. مراسم افتتاحیه با حضور تنی چند از شخصیتهای سیاسی استان کرمان, رئیس فدراسیون کوهنوردی و پیشکسوتان کوهنوردی کشور و همچنین نمایش چندین کلیپ برگزار گردید. در این برنامه از آقایان : طاهری , اقبال افلاکی , صادق آقاجانی , عباس سیدی نیا , جلال چشمه قصابانی و... تقدیر و تشکر به عمل آمد. بعد از مراسم در ضیافت شامی از کلیه کوهنوردان شرکت کننده پذیرایی شد , سپس  به سمت خوابگاهها رفتیم و در انجا کوله هایمان را برای صعود فردا مرتب کردیم. خوشبختانه با حضور هر دو نفر آقای اعزامی از گیلان یعنی آقای رسول میر ابراهیمی و اینجانب در صعود جوپار موافقت بعمل آمد. برنامه امسال در کرمان از سه صعود به سه قله جوپار , هزار و پلوار تشکیل شده بود و قرار بر این بود که بدلیل فنی بودن قله جوپار از هر استان تنها یک نفر به قله جوپار صعود نماید که خوشبختانه مسئولین با حضور هر دو نفر نماینده گیلان در این صعود موافقت نمودند. قله دوم هزار(4501متر) بود که هر چهار نماینده خانم اعزامی از گیلان در ترکیب این صعود بلند قرار گرفتند. قله هزار بلند ترین و یکی از سخت ترین قلل منطقه می باشد. تیم شرکت کننده در صعود قله پلوار را تیم امید تشکیل میداد که زیر نظر مربیان تیم ملی این صعود را انجام میدادند. متاسفانه گیلان در این تیم نماینده ای نداشت. گزارش صعود به قله جوپار: ساعت 9:30 صبح 60 نفر از نفرات ترکیب صعود قله جوپار سوار بر اتوبوس راهی منطقه جوپار شدند. پس از حدود 10 کیلومتر جاده خاکی به دهانه غناغستان رسیدیم. از این محل پیمایش ما راس ساعت 10:30 در یک هوای خوب آغاز گردید. پس از دو ساعت به "گذرگاه رجب" رسیدیم که حدود 30 متر دست به سنگ داشت. در این قسمت میله هایی به صورت ویافراتا در مسیر نصب شده بود تا صعود از این دیواره ایمنتر گردد. در بالای آن 10 متر دست به سنگ دیگر هم داشت. در بالای "گذرگاه رجب" چند دقیقه ای را تا رسیدن باقی تیم استراحت کردیم و بعد به راه افتادیم. از اینجا به بعد برف زمین را سپید پوش کرده بود , یک ساعت بعد به مسیر دست به سنگ دیگری با نام خندق خر پران رسیدیم. در بالای تنگه چند متر سیم بکسر هم نصب شده بود. یک ساعت دیگر هم پیمایش کردیم تا حدود 3:30 عصر به محل جان پناه اول رسیدیم. چادرمان را درکنار چند تیم دیگر بر روی سکوی مناسبی برقرار کردیم. از سوی آقای چشمه قصابانی ساعت 4 صبح برپا و ساعت پنج صبح حرکت اعلام شد. باید هارنسها را می پوشیدیم , کرامپون و ابزارهای فنی را در دسترس قرار می دادیم. آب و تغذیه تو راهی نیز باید به طور کامل برداشته میشد. صبح سر وقت همه آماده بودند. کورسوی چراغهایی که در یک خط از چادرهای پایین حرکتشان را به سمت بالا آغاز کرده بودند به چشم می خورد. خودمان را به امتداد حرکت صف نزدیک کردیم و به آن پیوستیم. شب آرامی بود , سکوت شب و سرمای اول صبح در ابتدای حرکت بچه ها را در لباسهای گرمشان ساکت فرو برده بود اما پس از مدتی که از حرکت گذشت و گرمتر شدیم کم کم همنوردان زبان به تشویق تیم می گشادند. در آستانه شفق صبحگاهی هیبت خط الراس هلالی کوههای جوپار بر حیرت ما می افزود. دیواره هایی آنچنان بلند و حول انگیز که برای لحظاتی نفس را در سینه ها حبس می کرد. پس از ساعتی که از حرکت گذشت در آستانه صبح به قیف مصیبت رسیدیم. مسیری با شیب حدودا 70 درجه که از برف و یخ انباشته شده بود. گاهی سطح برف یخی میشد و گاهی نیز دست به سنگ باید میشدیم. تکه های برفی که از زیر پاهای نفرات بالایی جدا می شد به سرعت با صدای سوت مانندی از کنارمان رد میشد. بعضی وقتها سنگهایی نیز در قسمتهای دست به سنگ چرخان به سوی نفرات پایین تر پرتاب میشد که با فریاد سنگ سنگ همنوردان همه سرها را روبه بالا می کشید. دو ساعت و نیم  صعود از قیف مصیبت به طول انجامید. قسمتهای انتهایی کاملا یخ زده بود , نفرات اول صف با کلنگ و صرف انرژی بیشتری جا پا باز می کردند. از آنجا که قیف در سایه خفته بود و نفرات صعود کننده زیاد بودند , خصوصا در کراکسها که سرعت هم پایین می آمد , سرمای زمستانی کم کم دستها و پاهایمان را کرخت می کرد. بالاخره قیف مصیبت به اتمام رسید و یک مسیر دست به سنگ دیگر با یک تراورث عرضی مقابلمان قرار گرفت. حرکت روی سنگ با کفشهای سنگین دو پوش نیاز به داشتن مهارت درای تولینگ و کارهای میکس داشت. آنهایی که کار کرده بودند به راحتی با استفاده از کلنگ و کرامپون از مسیرهای ترکیبی یخ و سنگ  با کفشهای دو پوش و کلنگ عبور می کردند. پس از گذر از انتهای قیف مصیبت و طی حدود نیم ساعت دست به سنگ به جانپناه دوم رسیدیم. بعد از جانپناه دوم دوباره به یک قیف پرشیب و یخی وارد شدیم که حدود 200 متر ارتفاع داشت. بالای قیف پس از عبور از یک گرده سنگی  30 متری قله نوک تیز سه شاخ بزرگ نمایان گردید. این قله بلندترین قله منطقه جوپار است , یک طرف آن قله سه شاخ کوچک و در طرف دیگر قله شاخ شکسته واقع شده است. (مطابق تصویر پیوست) در ساعت 11:10 بر روی قله قرار گرفتیم و پس از چند دقیقه استراحت و عکس برداری فرودمان را آغاز کردیم. هنگام فرود پوشیدن کرامپونها و استفاده از کلنگ اجباری بود. با عنایت پروردگار بدون هیچ مشکلی حدود ساعت 2:20 به چادرها رسیدیم و به دستور آقای چشمه قصابانی سریع چادرها را جمع کرده و ساعت سه به سمت ماشینها حرکت کردیم. در ابتدا قرار بود تا شب را در چادرها بمانیم و فردا صبح به سمت ماشینها حرکت کنیم اما بدلیل آنکه نفرات در زمان مناسبی به چادرها بازگشته بودند و وضعیت کلی تیم خوب بود تصمیم سرپرستان تغییر کرد و کل تیم به سمت پایین باز گشت. ساعت 7 شب وقتی به ماشینها رسیدیم ماه کم کم طلوع می کرد و ما باید با منطقه اعجاب انگیز جوپار با کوله باری از خاطرات خوب خداحافظی می کردیم. گزارش صعود به قله هزار (براساس گزارش خانم زهرا بی خسته): چهار شنبه 15 بهمن : ساعت 8:30 صبح بعد از آنکه دو نفر آقای اعزامی از گیلان به سمت جوپار حرکت کردند ما نیز در ساعت 10:30 جهت صعود به قله هزار به سمت منطقه راین به راه افتادیم. در مسیر ما را به بازدید از ارگ راین بردند که البته زمان مناسبی برای این بازدید با توجه به پیش رو بودن صعود به نظر نمی آمد. در پای کوه نهار مختصری صرف شد و راس ساعت 13:20 به سمت پناهگاه حرکت کردیم. مسیر صعود از یک پاکوب باریک در سمت چپ آبشار زیبای راین می گذشت. هوا بسیار عالی بود. آقای کاظمی جلودار برنامه با سرقدمهای سریع حرکت می کرد. با وجود کوله های سنگین و به پا داشتن کفشهای سنگین دو پوش حرکت سریع در پاکوبها کار آسانی نبود. دو کیلومتر قبل از پناهگاه به یک دوراهی می رسیم که سمت راست آن به پناهگاه و سمت چپ آن به دره بز کش ختم می گردد. در ساعت 15:20 به پناهگاه در ارتفاع 3200 رسیدیم. این پناهگاه با تقریبا 20 متر مربع زیر بنا گنجایش 25 نفر را داشت. اطاق دیگری هم در پشت آن با ظرفیت حدود 8 نفر وجود داشت. یک چشمه هم در سمت چپ پناهگاه جاری بود. تیم چهار نفره گیلان به سرعت چادرها را بر پا نمود. آقای بهنام جداییان سرپرست فنی برنامه به چادرها سر می زدند تا تجهیزات نفرات را برای صعود فردا چک کنند. هوا رفته رفته دگرگون می شد. باد شدیدی شروع به وزیدن گرفت. با وجود سر و صداهای بلند چادرهای مجاور که تا پاسی از شب ادامه داشت به سختی به خواب رفتیم. پنج شنبه 16 بهمن : ساعت پنج صبح با کمی تاخیر به سمت قله حرکت کردیم. مسیر بسیار سخت و نفس گیر بود , شباهت بسیاری به قله علمکوه داشت. برف زیادی در منطقه نبود که بچه ها را در گیر کند اما بعضی جاها دست به سنگ می شدیم. باد بسیار شدید بود به حدی که گاه تعادل افراد را به هم می زد. هوا هم خیلی سرد شده بود. مسیر رسیدن به قله گویا تمامی نداشت. این مسیر تماما سنگلاخ و پر شیب بود. یکی از همنوردان نیز حال مناسبی نداشت اما به مسیر ادامه می داد. با تحمل همه سختیها سرانجام در ساعت 11:20 به قله زیبای هزار رسیدیم. متاسفانه حال آن کوهنورد در قله رو به وخامت گزارد. با تماس بیسیم هلیکوپتر پس از 15 دقیقه در روی قله فرد مصدوم را به پایین منتقل نمود. از قله بازگشتیم و در ساعت 15:15 به پناهگاه رسیدیم. پس از صرف نهار و جمع آوری چادرها در ساعت 16 به سمت ماشینها حرکت کردیم. ساعت 18:30 کنار مینی بوسها بودیم. با مینی بوسها به سمت ماهان و از آنجا به سالن سنگنوردی کرمان اعزام شدیم. پایان برنامه : آن شب به محض رسیدن به کرمان دوست خوبمان آقای جواد غفوریان کل تیم را به منزل خود برد تا دوستان آنجا استحمام کنند. شام مفصلی آن شب توسط خانمشان تدارک دیده شد. شب را آنجا استراحت کردیم. صبح روز جمعه نیز صبحانه از ما پذیرایی نمودند و چون ساعت 3:10 حرکت قطار بود , برادرشان آقا اکبر ما را با ماشین خودشان به گردش در کرمان بردند تا دوستان بتوانند سوقاتی هایی نیز از دیار کرمان برای خانواده ها تهیه کنند. نهار را هم در منزل ایشان صرف نمودیم و کل تیم بی هیچ مشکلی به سمت رشت به راه افتاد. روز شنبه ساعت 11:30 با رسیدن کل دوستان به رشت این برنامه با سلامتی و موفقیت به لطف پروردگار به پایان رسید. نکات مثبت در این برنامه : 1- شاید به جرات بتوان گفت این گونه برنامه ها بهترین فرصتی است که می تواند در تجربه افزایی کوهنوردان در عرصه کشوری نقش بازی کند. پا فرا نهادن از محدوده استان در سطحی چنان وسیع که همه استانهای کشور با دیدگاههای منحصر به فرد خود در آن حضور دارند موجب ارتقای دیدگاه کوهنوردان جوان ما خواهد شد. 2- ایجاد ارتباط با کوهنوردان سایر استانها و شکل گیری مناسبات دوستانه جدید فی مابین کوهنوردان اقصی نقاط کشور عاملی است در جهت معرفی و پایه ریزی برنامه های جدید خارج استان در آینده. 3- دیده شدن نمایندگان گیلان در نظر برنامه ریزان و مسئولین فدراسیون در جهت افزایش اعتبارات و ارتقای جایگاه این استان در فدراسیون نقش مهمی ایفا می کند. 4- پیگیریهای روند صعود توسط مسئولین هیئت استان و تهیه بلیطها برای تیم از پیش بسیار مناسب بود. نکات قابل اصلاح: 1- جایگاه کوهنوردی گیلان ظرفیت افزایش نمایندگان شرکت کننده در برنامه های فدراسیونی را دارد. لازم است تا تعاملات فی مابین هیئت استان و فدراسیون آنقدر افزایش بیابد که حداقل از نظر تعداد نمایندگان جزو استانهای کم سهمیه نباشیم. 2- اغلب استانها از دوماه قبل برای گزینش نفرات اعزامی تبلیغات وسیع جهت جذب متقاضیان و بعد از ان تستهای لازم را اجرا نمودند تا نوعی انگیزه افزایی مرحله ای برای کوهنوردان ایجاد گردد. امیدواریم هیئت محترم استان نیز در قبال چنین هدفهایی تبلیغاتی وسیعتر همچنین برنامه های کوتاه و بلند مدت مناسبی برای نفرات متقاضی تعریف نمایند. در انتها از زحمات کلیه مسئولین محترم درهیئت استان و رشت از جمله آقایان قامتی , کفایتی , خانم منشی , آقای روزبه خلیق مسئولین محترم گروههای تیلار , مریان , خانم شجری کهن , آقای فرزین غلامین , امیر پورزحمت کش  و همینطور همه دوستانی که با همدلی و ساپورت تجهیزاتی این تیم را یاری نمودند علی الخصوص آقای جواد غفوریان و خانواده محترم که زحمات بسیاری را برای تیم گیلان در کرمان متحمل گردیدند قدردانی می نمایم. تشکر ویژه ای هم دارم از نفرات بسیار خوب اعزامی که نه تنها نماینده برجسته اخلاقی گیلان در بین استانهای شرکت کننده بودند بلکه درعرصه صعودها نیز خوش درخشیدند. سربلند و پیروز باشید. شهرام فرهنگی 93/11/23 جهت مشاهده تصاویر کلیک نمائید. (index.php?option=com_phocagallery view=category id=123:3shakh Itemid=70) جهت دریافت فایل  PDF  کلیک نمائید. (images/stories/pdf/kerman.pdf)
تلاشی برای قماش (گرد سایه) 8 اسفند 93 »   تلاشی برای قله قماش - گرد سایه ای که می شناسیم – تاریخ اجرا: 8 اسفند 93 سرپرست: مینا نوری زاد جلودار: بهروز رسولی عقب دار: رامین شیر جهانی کوهیار: مجید حق بین همنوردان: فیروزه ایرانی نژاد- میترا تمدن- مریم تمدن- نسیم بنی یعقوب- مینا نوری زاد- سمیرا عالی- محمد کاظمی- بهداد جفرودی- بهروز رسولی- یوسف بهارستانی- امیر داداشی- علی رضا سندیانی- رامین شیر جهانی- هادی رضازاده- مجید حق بین- حمید نور بخش- مسعود زرچی- علی ستوده- داوود کریم بخش- امیر حسین ره- رامین میهنی- صمد دریابی- به نام خالق هستی آنجا که فکر می کنی صعود به پایان رسیده تازه نقطه شروع درون توست... شروع شناختن ها.... شروع پی بردن به عظمت و بزرگی خالق هستی... شروع صعودی به وسعت کوه های اطرافت و چه بسا فراتر از آنها برای درک بیشتر هستی... چه چیزی بالاتر از آن که با دیدن زیبا یی های پیرامونت ... شاخه های یخ زده از سرما که بلور های شیشه ای را همچون لباسی به زلالی آب بر تن کرده اند.... دشت وسیع زیر پایت که با برف پاک و سپید قدم هایت را بر تن خود می نگارد... دامنه کوه که تو و همنوردانت را با آغوشی باز به سمت چکادش فرا می خواند... آری چه چیزی می تواند بالاتر از این نشانه ها باشد که وقتی این ها را می بینی لب به تحسین و شکر پروردگارت می گشایی... آیا عبادت از این بالاتر که با دیدن این همه زیبایی , خدا را شاکر می شوی ... آری شاکر می شوی برای اینکه توان صعود و دیدن خلقتش را در وجودت نهاده ... آری باید شاکر باشی زیرا همه کس قدرت صعود و رسیدن به آن بالای بالا و ایستادن بر فراز چکادش و خیره شدن به رشته کوه های در هم تنیده اش را ندارند ... سپاس و هزاران سپاس پروردگار زیبایم , از اینکه می توانم زیبایی هایت را بر فراز کوه ها نظاره گر باشم و هر بار زبان به تحسینت بگشایم و از دیدن این همه زیبایی و طبیعت بکر و کوه های استوارت هرگز خسته نمی شوم... غرق شدن در سکوت کوهستانت تنها چیزیست که هر بار تکرارش برایم زیباتر از پیش می شود... هر صعود زیباتر از صعود قبل و هر شناخت کامل تر از بار قبل... و این برایم بسیار لذت بخش و زیباست..... جمعه 8/ 12/ 93 ساعت 4:20 از انزلی خارج شدیم. این هفته قرار بود به قله زیبای- حدود 2400 متری- قماش ( قله ای که بین قله تروشوم- 2600 متر- و قله شاه معلم – 3058 متر- می باشد و به آن گرد سایه می گویند. گویا نام اصلی آن قماش است) در 3 کیلومتری ماسوله صعود کنیم. پس از عبور از علی آباد (4:40) - معاف (4:50) – آبکنار (4:55 ) – سه راه ضیابر (5:05) – شارم (5:13) – لیموده (5:20) از جاده نفوت – لولمان به سمت ماسوله حرکت می کنیم. از محله های سیاه اسطلخ (5:25) – کلرم (5:43)- ماکلوان (5:45) – سقی بن (6:00) – لار چشمه (6:10) عبور می کنیم و در ساعت 6:20 به محل پیاده شدن در کنار کلبه ای که مکان صرف چای و کباب است ولی این وفت صبح بسته است می رسیم. اگر اشتباه نکنم فکر کنم به این قسمت سه راه نوده می گویند که در حدود 3 کیلومتری ماسوله می باشد. هوا بسیار خوب است , آفتاب زیبا و گرمای مطبوعش را پیش رو داریم. پس از صحبت های سرپرست و انجام نرمشی چند دقیقه ای در ساعت 6:40 به راه افتادیم. در همان ابتدای مسیر بعد کلبه باید از رودخانه عبور کنیم که خوشبختانه پلی نسبتا خوب بر روی آن درست کرده بودند. ساعت 8:00 به آبشار زیبای مسیر رسیدیم و حدود 20 دقیقه ای برای صبحانه توقف کردیم. پس از حرکت کم کم پهنه وسیع دشت برف نشسته بر سیمایش را به ما نشان داد و هرچه جلوتر می رفتیم برف بیشتر و بیشتر می شد. در ساعت 9:00 در ارتفاع 1230 متری برای استراحت و نوشیدن آب توقفی کوتاه کردیم و سپس به راه افتادیم. در بعضی قسمت ها برف بالاتر از 50 سانتی متر هم می رسید می توان گفت به طور متوسط نیم متری برف داشتیم. ساعت 10:55 به کلبه مسیر در ارتفاع 1550 متری رسیدیم. قندیل های زیبای یخ روی بعضی قسمت های سنگ های رودخانه قبل کلبه بر روی جریان خروشان و زلال آب همچون حفاظ های بلورین آویزان بودند. ساعت 11:10 از کلبه به سمت بالا به راه افتادیم قرار بود تا ساعت 12:15 صعود کرده و سپس برگردیم. ( به علت شرکت در مراسم عروسی یکی از همنوردان قدیمی گروه باید زودتر به انزلی بر می گشتیم.) زیر گرمای سوزان آفتاب زمستانی و با تمرین برف کوبی چند نفری از دوستان به طوریکه تا زانو و گاهی بالاتر در برف بودیم به بیست دقیقه ای یال در ارتفاع 1835 متری رسیدیم و کنار درخت بزرگی توقف کردیم و با تصمیم سرپرست در ساعت 12:15 صعود به پایان رسید. پس از گرفتن عکس به سمت کلبه به راه افتادیم. ساعت 1:00 به کلبه رسیدیم و ناهار را آنجا خوردیم و 1:35 به سمت پایین حرکت کردیم. هر چقدر که ارتفاع کم می کردیم مه ما را فرا می گرفت و هوا سردتر می شد. ساعت 3:30 در کنار آبشار بودیم و استراحتی کوتاه در کنار آبشار و آوای دلنواز آب داشتیم. – در کنار آبشار پلی زیبا و کوچک است که برای رفتن به آن سمت رودخانه در هنگام رفت و برگشت می توان از آن استفاده کرد- پس از بالا و پایین کردن ها در مسیر و عبور از کنار رودخانه خروشان در ساعت 4:45 به کلبه ابتدای مسیر رسیدیم و پس از آماده شدن و تمیز کردن گتر ها و کفش های گلی سوار مینی بوس شده و 5:10 منطقه ماسوله را به سمت انزلی ترک کردیم. صعود بسیار خوب و دلپذیری را در کنار دوستان و با سرپرستی خانم نوری زاد داشتیم و باز هم مناظر بکر و زیبای کوهستان برفی را در ذهن های خود سپردیم و نشد که بر فراز قله زیبا و گرد قماش و یا به قولی گرد سایه با آن سر سنگی اش بایستیم حتما در صعودی دیگر بر فرازش می ایستیم و کوه ها و دشت های اطرافش را که از یک طرف به تروشوم و از طرف دیگر به شاه قله ها متصل است به نظاره می نشینیم... سپاس از همنوردانم در این صعود شاد و سلامت باشید عالی جهت دریافت فایل کلیک کنید. (http://www.damoonclub.com/images/stories/pdf/gerdsaye93.docx.pdf) جهت ملاحظه تصاویر برنامه کلیک نمائید. (index.php?option=com_phocagallery view=category id=121:gerdsaye93 Itemid=70)

بهار 94

  • مشاهده در قالب پی دی اف

 

آخرین بروز رسانی مطلب در دوشنبه ، 25 اسفند 1393 ، 07:03

تصاویر منتخب

آمار بازدیدکنندگان

mod_vvisit_counterامروز2428
mod_vvisit_counterدیروز2415
mod_vvisit_counterماه45187
mod_vvisit_counterبازدیدها1047777

تمام حقوق این سایت و مطالب آن متعلق به گروه کوهنوردی دامون بندر انزلی می باشد.

ورود به مدیریت سایت ورود اعضاء